نزاع ماری استوارت و جان ناکس بر سر آیین قداس

ماری استوارت در سال‌های نخست بین اشراف و واعظان تعادل نگه می‌دارد و با جان ناکس بر سر قداس، رقص و درآمد کلیسا با هم می‌ستیزند.

ماری استوارتجان ناکساصلاح دینی اسکاتلند

~8 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۱۵ آبان ۱۴۰۵

تعادل میان خطرها

ماری استوارت بسیار کوشید با خطرهایی که از چند سو موقعیتش را تهدید می‌کرد مقابله کند و تعادل خود را میان لردهای حریص، کشیشان مخالف و روحانیان کاتولیکی که به ایمان او اعتقاد نداشتند حفظ کند. او دو پروتستان را به عنوان رهبران شورای سلطنتی برگزید: یکی برادر ناتنی و نامشروعش، لرد جیمز استوارت، که بعداً ارل ماری لقب گرفت و بیست و شش سال داشت؛ و دیگری ویلیام میتلند اهل لثینگتون، سی و شش ساله، که هرچند هوش و فراست بسیار داشت، اخلاقش این موهبت را از میان می‌برد و سیاستش تا پایان عمر دسخوش تغییر بود. هدف سیاست او قابل ستایش بود: اتحاد انگلستان و اسکاتلند برای پایان دادن به دشمنی آن دو کشور. در مهٔ ۱۵۶۲ ماری او را به انگلستان فرستاد تا ملاقات با الیزابت را تدارک ببیند. الیزابت موافقت کرد، ولی شورای سلطنتی تردید نشان داد، چون می‌ترسید کوچک‌ترین تصدیق ادعای ماری بر تاج و تخت انگلستان کاتولیک‌ها را به فکر کشتن الیزابت بیاندازد. اگرچه آن دو ملکه با لطف و مهربانی مخصوص سیاستمداران با هم مکاتبه کردند، هرگز یکدیگر را ملاقات نکردند.

سه سال نخست سلطنت ماری جز در مسئلهٔ دین در همه زمینه‌ها موفقیت‌آمیز بود. او هرچند آب‌وهوا یا فرهنگ اسکاتلند را دوست نداشت، می‌کوشید با رقص، نقاب‌بازی و زیبایی خود کاخ هولیرود را به پاریسی (پاریسی زیر آسمان قطب) درآورد، و بسیاری از اشراف در آفتاب نشاط او نرم شدند، حال آنکه جان ناکس می‌پنداشت آنان مسحور شده‌اند. ماری به ارل ماری و لثینگتون اجازه داد کشور را اداره کنند و آنان از عهده‌اش خوب برآمدند. مدتی چنین به نظر می‌رسید که حتی مسئلهٔ دین نیز با امتیازات او حل شده است. وقتی فرستادگان پاپ اصرار کردند کاتولیسیسم دوباره دین رسمی کشور اعلام شود، پاسخ داد این کار فعلاً محال است، زیرا الیزابت در آن دخالت خواهد کرد.

قداس در هولیرود

برای آرام‌کردن پروتستان‌های اسکاتلند، او فرمانی صادر کرد (۲۶ اوت ۱۵۶۱، به تاریخ کتاب) که کاتولیک‌ها را از تغییر دین موجود برحذر می‌داشت، اما خواست او را در اجرای مراسم خود در خلوت آزاد بگذارند و مانع قداس در نمازخانهٔ سلطنتی نشوند. (کتاب نخستین قداس را یکشنبهٔ ۲۴ اوت، دو روز پیش از فرمان می‌آورد؛ این ترتیب را نشانه‌گذاری کرده و همان‌طور نقل می‌کنیم.) چند پروتستان بیرون گرد آمدند و خواستند کشیش بت‌پرست اعدام شود. ماری از ورود آنان به نمازخانه جلوگیری کرد و دستیارانش کشیش را به جای امنی بردند. یکشنبهٔ بعد ناکس از اشرافی که مانع قداس نشده بودند انتقاد کرد و گفت به عقیدهٔ او چنین مراسمی از ده هزار دشمن مسلح خطرناک‌تر است.

ملکه کسی را دنبال او فرستاد و کوشید او را به مدارا وادارد. در ۴ سپتامبر دیداری در کاخ سلطنتی میان آن دو صورت گرفت که جزئیاتش را تنها جان ناکس گزارش کرده است. ماری او را به خاطر برانگیختن شورش علیه حکومت قانونی مادرش و نیز به خاطر «حمله» او به حکومت زنان سرزنش کرد. ناکس پاسخ داد اگر جلوگیری از بت‌پرستی تحریک مردم علیه فرمانروایانشان شمرده شود، من در آن معذورم، چون خداوند خواسته مرا برانگیزد تا بیهودگی پاپ‌گرایان و فریب و غرور و ستم آن دجال رومی، یعنی پاپ، را آشکار کنم. و دربارهٔ حکومت زنان گفت آن نوشته به‌ویژه نشانه گرفته آن ایزابلِ بدکار انگلیسی بود (مترجم کتاب یادآور می‌شود که ایزابل همسر آحاب بود که مردم را به پرستش بعل واداشت؛ مقصود ناکس ماری تودور است).

ناکس بقیهٔ ملاقات را در گزارش خود آورده است. ملکه پرسید آیا رعایا می‌توانند بر ضد پادشاهانشان برخیزند. ناکس گفت اگر پادشاهان از حد خود تجاوز کنند تردیدی نیست که مردم حتی با نیرو در برابرشان ایستادگی خواهند کرد. ملکه تعجب کرد و سرانجام گفت پس می‌بینم رعایای من از شما اطاعت خواهند کرد نه از من. ناکس گفت خدا نکند که به کسی دستور بدهم از من اطاعت کند یا رعایای شما را آزاد بگذارم هر کاری دلشان می‌خواهد انجام دهند؛ تلاش من این است که هم فرمانروایان و هم رعایا از فرمان خداوند پیروی کنند. ملکه گفت کلیسای شما آن کلیسایی نیست که من مدنظر دارم؛ من از کلیسای رم حمایت می‌کنم چون آن را کلیسای حقیقی خدا می‌دانم. ناکس با زبان تند و کتابی خود پاسخ داد که ارادهٔ ملکه دلیل نیست و او کلیسای رم را بی‌وفا به مسیح می‌داند. ملکه گفت وجدان من چنین نیست.

اگر این گفت‌وگو با دقت ضبط شده باشد، آن را می‌توان مواجهه‌ای شورانگیز میان سلطنت و حکومت دموکراتیک دینی دانست. اگر سخن ناکس را بپذیریم، ملکه سرزنش‌ها را بی‌آنکه تلافی کند پذیرفت و فقط گفت دل شما به حال من سخت می‌سوزد. سپس برای شام مجلس را ترک کرد و ناکس به جایش بازگشت؛ اما لثینگتون از ناکس خواست با ملکه «آرام‌تر سخن بگوید، چون ملکهٔ جوان بی‌تجربه‌ای است».

درآمد کلیسا و منبری دشمن

طرفداران ناکس باور نداشتند که او با ملکه خشن رفتار کرده باشد. هنگامی که ماری در ملأ عام ظاهر می‌شد، بعضی مردم او را بت‌پرست می‌نامیدند و کودکان به او می‌گفتند شرکت در قداس گناه است. قاضیان ادینبرو به تبعید «راهبان، فرایارها، راهبه‌ها، کشیشان، زناکاران و از این قبیل افراد ناپاک» فتوا دادند. ملکه آن قاضیان را از کار برکنار کرد و فرمان داد قاضیان جدیدی برگزینند. مردم استرلینگ کشیشانی را که می‌خواستند در خدمت او باشند بیرون راندند و سرشان را شکستند و ملکه به تلخی گریست. اگرچه مجمع عمومی کلیسا دستور داد ماری در هیچ جا در قداس شرکت نکند، اشرافی که عضو شورای سلطنتی بودند با این پیشنهاد موافقت نکردند. در دسامبر ۱۵۶۱ نزاعی سخت میان شورای سلطنتی و کلیسا بر سر تقسیم درآمدهای کلیسا درگرفت. سرانجام یک ششم به کشیشان پروتستان، یک ششم به ملکه و دو سوم به روحانیان کاتولیک (که هنوز در اکثریت بودند) اختصاص یافت (نسبت‌ها طبق کتاب). ناکس آن را چنین خلاصه کرد که دو بخش به شیطان داده شد و یک بخش میان شیطان و خدا تقسیم شد. کشیشان هر سال به طور متوسط حدود ۱۰۰ مارک دریافت می‌کردند (به نقل کتاب).

در سراسر سال بعد کشیشان کلیسای جدید از ملکه انتقاد می‌کردند، چون از نقاب‌بازی، رقص، آوازخوانی، عشق‌بازی و عیش و نوشی دربار خشمگین بودند. ملکه به احترام کشیشان اندکی از تفریحات خود کاست؛ اما روحانیان احساس می‌کردند که او با شرکت در قداس راه افراط پیموده است. یکی از معاصران ناکس نوشته است که او «از فراز سکوی وعظ چنان فریاد می‌زند که می‌ترسم روزی همه‌چیز را بر باد دهد. این شخص تحکم می‌کند و همه از او می‌ترسند». اینجا باز اصلاح دینی علیه رنسانس وارد مبارزه شد.

در ۱۵ دسامبر ۱۵۶۲ ماری، جان ناکس را به حضور طلبید و در برابر ارل ماری، لثینگتون و دیگران او را متهم کرد که پیروانش را علیه او برانگیخته است. ناکس پاسخ داد که شاهزادگان به کمانچه زدن و جفتک انداختن مایل‌ترند تا به شنیدن کلام مقدس خداوند، و کمانچه‌زنان و چاپلوسان در نظرشان محترم‌ترند از مردم خردمند و باوقاری که می‌توانند با پندهای خیرخواهانه بخشی از خودبینی و غرورشان را کم کنند، غروری که در سرشت همهٔ آدمیان هست ولی در شاهزادگان بر اثر تربیت نادرست ریشه دوانده است. به گفتهٔ ناکس ملکه با فروتنی غیرعادی پاسخ داد: اگر چیز ناپسندی از من شنیدید به نزد خود من بیایید و تذکر دهید، من سخن شما را می‌پذیرم. اما ناکس گفت در کلیسای خدا وظیفه‌ای عمومی به من محول شده و مأمورم گناهان و عیب‌های همگان را سرزنش کنم، نه اینکه نزد یکیک آنان بروم که این تکلیفی پایان‌ناپذیر است. اگر سرکار مایلید به مجالس وعظ عمومی من بیایید، از آنچه تصویب یا انتقاد می‌کنم مطلع خواهید شد.

ملکه مزاحم او نشد، اما جنگ دو مذهب ادامه یافت. در عید قیام مسیح در ۱۵۶۳، چند تن از کشیشان کاتولیک که با اجرای قداس قانون را نقض کرده بودند به وسیلهٔ مأموران محلی بازداشت شدند و بیم آن می‌رفت که به اتهام بت‌پرستی اعدام شوند. بعضی زندانی شدند و بعضی گریختند و در جنگل‌ها پنهان شدند. ماری بار دیگر ناکس را به حضور طلبید و خواست به خاطر کشیشان محبوس شفاعت کند. ناکس گفت اگر ملکه قانون را اجرا کند او نیز پروتستان‌ها را به اطاعت از او دعوت خواهد کرد؛ وگرنه به عقیده‌اش پاپ‌گرایان باید درس عبرتی بگیرند. ملکه گفت قول می‌دهم مطابق دلخواه شما رفتار کنم و تا مدتی کوتاه با هم دوست بودند. به دستور ملکه، اسقف اعظم سنت اندروز و چهل و هفت کشیش به جرم اجرای قداس محاکمه و زندانی شدند و کشیشان پروتستان شادی کردند. اما یک هفته بعد (۲۶ مه ۱۵۶۳) وقتی ماری و ندیمه‌هایش با لباس فاخر در پارلمان حاضر شدند و بعضی مردم فریاد زدند «خدا به آن چهرهٔ زیبا برکت بدهد» (جملهٔ کتاب نیمه‌تمام مانده و این مضمون حدس ماست)، کشیشان از «منگوله‌های دامن‌هایشان» انتقاد کردند و ناکس نوشت: نظیر غرور متعفن آن زنان هرگز در اسکاتلند سابقه نداشته است.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط

سال‌های آخر جیمز و عصر باور به جادوگری

شکست پیمان وصلت اسپانیا، مرگ جیمز و قضاوت درباره‌اش، سپس فصل خرافات و محاکمات جادوگری در بریتانیا.

ادامه

باکینگهام، سقوط رالی و اعتراض مجلس عوام

محبوب جیمز، باکینگهام، آخرین سفر و اعدام رالی، مستعمره‌های تازه و «اعتراض بزرگ» مجلس در ۱۶۲۱.

ادامه

مالیخولیای برتن و شعر جان دان

کالبدشکافی سرگردان برتن، ظهور شاعران مابعدالطبیعه و زندگی جان دان از غزل‌های عاشقانه تا منبر سنت پل.

ادامه

سال‌های پایانی جانسن، کتاب مقدس شاه جیمز و رابرت برتن

کیمیاگر جانسن، حلقهٔ میخانه‌اش و سال‌های فقر، شکل‌گیری ترجمهٔ شاه جیمز از کتاب مقدس و کتاب کالبدشکافی مالیخولیای برتن.

ادامه

بن جانسن: از آجرچینی تا طنزنویسی

جوانی سخت بن جانسن، دوئل و زندان، نظریهٔ کمدی مزاج‌ها و نگارش سیانوس و والپونی.

ادامه

صحنهٔ عصر جیمز: چپمن، بومانت، فلچر و وبستر

تئاتر عصر جیمز فراتر از شکسپیر: هومر چپمن، همکاری بومانت و فلچر و تراژدی‌های تیره و تار وبستر.

ادامه