دینی که هنوز توان ساختن داشت
با وجود اندیشههای ضدروحانی و بدعتگذاری، مذهب هنوز آنقدر نیرو و توانگری داشت که معماری انگلیسی را به مرحلهای از کمال برساند. توسعهٔ بازرگانی و غنایم جنگی هزینهٔ ساخت کلیساهای جامع و قلعهها و قصرها را فراهم کرد و دانشگاههای کیمبریج و آکسفورد را با احداث زیباترین خانههایی که تا آن زمان برای دانشپژوهی ساخته شده بود شکوه بخشید.
مصالح و سقفهای چوبی
مصالح ساختمانی انگلستان، از مرمر پوربک و مرمر سفید ناتینگم تا چوب جنگلهای شروود و آجر ایالتهای مختلف، در ساخت برجهای اشرافی، منارههای مخروطی باشکوه و سقفهای چوبیای به کار میرفت که به اندازهٔ طاقهای قوسی سنگی گوتیک استوار بودند. تیربست زشتی که از دیواری به دیوار دیگر کشیده میشد جای خود را به زبانههای پیشآمدهای داد که با تیرهای ستبر بلوط طاقی بلند را بالای سر نگه میداشتند.
برخی از زیباترین کلیساهای انگلستان شبستانهای خود را بدین سبک طاق زدند. کلیسای سلبای سقفی از چوب بلوط داشت که تویرهها و گلمیخهای آن با طرحهای تزیینی با سقف بادزنی دیر باث، جایگاه همسرایان کلیسای جامع ایلی و بازوی جنوبی کلیسای جامع گلاستر، با شبکههای پیچدرپیچ سنگی، برابری میکرد.
سه سبک گوتیک
طرحهایی که در تزیینات توری سردر پنجرهها، قاببندی دیوارها و شباک جایگاه همسرایان به کار میرفت نام خود را به سبکهای معماری بعدی داد که اغلب همزمان رواج داشتند و گاه حتی در یک ساختمان درمیآمیختند.
- گوتیک هندسی مزین (حدود ۱۲۵۰–۱۳۱۵) از اشکال اقلیدسی در طرحهایش سود میجست، مانند کلیسای جامع اکستر.
- گوتیک منحنی مزین (حدود ۱۳۱۵–۱۳۸۰) بهجای اشکال هندسی معین از خطوط مواج استفاده میکرد و محتاطانه سبک شعلهسان معماری فرانسه را نوید میداد، مانند پنجرهٔ جنوبی کلیسای لینکلن.
- گوتیک قائم (حدود ۱۳۳۰–۱۵۳۰) در قوس چهارخم معمولی گوتیک از خطوط عمودی و افقی بهره میگرفت، مانند نمازخانهٔ هنری هفتم در دیر وستمینستر.
رنگهای تند شیشهبند منقوش قرن سیزدهم اکنون ملایمتر و روشنتر شده یا به رنگ نقرهای و خاکستری کمرنگ درآمده بود. در این پنجرهها نمایش جلوههای شوالیهای، که در حال برافتادن بود، با افسانههای مسیحیت برابری میکرد تا هنر گوتیک را به واپسین مرحلهٔ کمال و در عین حال انحطاطش برساند.
وستمینستر، وینزر و کلیساهای بزرگ
انگلستان بهندرت از لحاظ معماری چنین شور و جذبهای به خود دیده است. ساخت شبستان کنونی دیر وستمینستر سه قرن طول کشید (۱۳۷۶–۱۵۱۷). ما کمتر میتوانیم رنج و زحمت مغز و دستهایی را درک کنیم که در طی آن همه سال برای نوابغ انگلیسی مقبرههای عالی و بینظیر پدید آوردند.
عظمت تجدید بنای قلعهٔ وینزر دستکمی از آن نداشت: ادوارد سوم برج بزرگ مدور را بر شالودهای عظیمتر از نو ساخت (۱۳۴۴) و ادوارد چهارم در ۱۴۷۳ بنای نمازخانهٔ سنتجورج را با نیمکتهای زیبای همسرایان، طاق بادزنی و شیشهبند منقوش آغاز کرد.
- ایلی: آلن دو والسینگام نمازخانهای بسیار عالی برای حضرت مریم به سبک گوتیک منحنی و برجی فانوسی ساخت.
- گلاستر: برجی مرکزی، طاقی قوسی برای جایگاه همسرایان، پنجرهای مجلل در جانب شرق و رواقی وسیع بنا شد که طاقهای بادزنیاش از عجایب معماری انگلستان است.
- وینچستر: شبستان عظیم کلیسا وسیعتر شد و نمای جدیدش با طرحهای گوتیک قائم پوشیده شد.
- کاونتری: کلیسایی به همین سبک پی افکند که در جنگ دوم جهانی فقط مناره باشکوهش باقی ماند.
- پیتربرو: طاقی بادزنی ساخته شد که حیرتافزاست.
- یورکمینستر: شبستان، برجهای غربی و جایگاه همسرایانش در این عهد به پایان رسید.
برجها تاج شکوهندهای بودند که بر فرق معماری این عصر میدرخشیدند. کالجهای مرتن و مگدالن در آکسفورد، دیر فونتینز، کنتربری، گلاستنبری، داربی، تانتن و صدها آرامگاه دیگر با برجهای زیبا جلال و عظمت یافتند.
کالجها و نمازخانهها
ویلیام ویکامی نیوکالج آکسفورد را به سبک گوتیک قائم طرح انداخت. ویلیام وینفلیت، معمار نود و چند سالهٔ دیگر، حیاط چهارگوش بزرگ ایتن را به همین شیوه پی ریخت. در کینگز کالج کیمبریج نمازخانهای ساخته شد که شاهکار این دوران است؛ پنجرهها، طاق قوسی و نیمکتهای جایگاه همسرایانش کالیبان را با تعلیم و تربیت آشتی میداد و تیمون آتنی را به عبادت میکشاند.
گوتیک قائم برای بناهای روزمره
در سبک گوتیک قائم سادگی و مادیتی بود که برای بناهای عمومی و غیرروحانی چون مدارس، قلعهها، دژها، تالارهای اصناف و تالارهای عمومی کاملاً مناسب مینمود. به همین سبک ارلهای وارویک در قرنهای چهاردهم و پانزدهم قلعهٔ معروف خود را نزدیک لمینگتون ساختند. «تالار اصناف لندن» که بازرگانان پایتخت بدان میبالیدند در فاصلهٔ ۱۴۱۱ تا ۱۴۳۵ بنا شد؛ در ۱۶۶۶ سراسر سوخت و کریستوفر رن آن را بازساخت، در ۱۸۶۶ اندرونی جدیدی برایش ساختند که بمبهای جنگ دوم جهانی ویرانش کرد.
حتی دکانها و مغازههای شهر در وادارهای عمودی میان پنجرههایشان نوعی طرح گوتیک قائم به کار بردند که همراه با سردرهای کندهکاریشده، کتیبهها و طارمیهای پیشآمدهشان با افسون شکوه و عظمتی گذرا ما را میفریبند.
مجسمهسازی
مجسمهسازی این عهد انگلستان همچنان در وضع متوسط ماند. مجسمههایی که برای نمای کلیساها ساخته میشد، مانند مجسمههای کلیساهای لینکلن و اکستر، پستتر از عماراتی بودند که برای تزیینشان طرح شده بودند. شباک محراب در وستمینستر و دیر سنتآلبنز زمینهای برای مجسمهها شد، اما ارزش اینها کمتر از آن است که بر سنگینی داستان ما بیفزایند.
بهترین مجسمهها مجسمههای یادبود مقابر بودند. پیکرههای زیبایی از ادوارد دوم در کلیسای جامع گلاستر، بانو الئونور پرسی در بورلیمینستر، هنری چهارم و ژان ناوار در کنتربری و ریچارد دو بیچم در وارویک تراشیده شد. مادهٔ این مجسمهها معمولاً مرمر سفید بود. مجسمهسازان انگلیسی بهترین نمونهٔ هنر خود را در کندن گل و بوته و شاخوبرگ سرزمین سبز و خرمشان نشان دادند.
منبتکاری، نقاشی و تذهیب
بر چوب نیز کندهکاریهای زیبایی صورت میگرفت: نیمکتهای جایگاه همسرایان در کلیساهای وینچستر، ایلی، گلاستر، لینکلن و نوریچ با زیباییشان، که زادهٔ رنج و دقتی توانفرساست، نفس بیننده را در سینه حبس میکنند.
در انگلستان این دوره نقاشی از خردههنرها شمرده میشد و آثارش خیلی عقبتر از آثار فلاندری و فرانسوی بود. تذهیبکاری هنوز صنعتی دلپسند بود. ادوارد سوم ۶۶ پوند (به تبدیل کتاب ۶۶۰۰ دلار) برای تذهیب یک مجلد داستان پرداخت. و رابرت اورمزبی کتاب مزامیر تذهیبشدهای به کلیسای جامع نوریچ اهدا کرد که کتابخانهٔ بودلیان آن را در مجموعهٔ تذهیبات خود «زیباترین نسخهٔ انگلیسی» قلمداد کرده است. هنر مینیاتورسازی پس از ۱۴۵۰ با ظهور نقاشی دیواری و نقاشی روی تخته رو به انحطاط نهاد و در قرن شانزدهم، با رویآمدن معجزهٔ جدید چاپ، رخت از میان بربست.