ادبیات و هنر فرانسه در روزگار ویرانی: فروآسار، شارل دورلئان، گوتیک شعله‌سان و ژان فوکه

این مقاله فرهنگ فرانسه را در دوران جنگ صدساله مرور می‌کند، یعنی زمانی که نویسندگان و هنرمندان در میان ویرانی همچنان کار می‌کردند. موضوع‌های آن پژوهش‌های کتاب مقدس، سفرنامهٔ خیالی ژان ماندویل، وقایع‌نامهٔ فروآسار، نمایش‌ها و انجمن‌های شعر و شاعرانی چون دشان، کریستین دو پیزان، آلن شارتیه و شارل دورلئان است. سپس گذار از گوتیک شعاع‌سان به شعله‌سان، رشد معماری غیرمذهبی، کتاب‌های مصور دوک دو بری و نقاش ژان فوکه را دنبال می‌کند.

فروآسارگوتیک شعله‌سانژان فوکه

~17 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۱۵ مهر ۱۴۰۵

نویسندگان در میان ویرانه‌ها

در میان این ویرانی‌ها نویسندگان زن و مرد به کار تألیف و تصنیف ادامه دادند. کتاب پوستیلائه پرپتوائه (۱۳۲۲ تا ۱۳۳۱) اثر نیکولای لیرایی کمک بزرگی به فهم نص کتاب مقدس بود و راه را برای عهد جدید اراسموس و ترجمهٔ آلمانی لوتر از کتاب مقدس هموار کرد. داستان‌های این زمان پیرامون حکایات عاشقانهٔ سبک، چون صد داستان جدید تألیف آنتوان دو لا سال، یا افسانه‌های شوالیه‌ای مانند گل و گل سفید دور می‌زد.

سفرهای «ژان ماندویل»

سفرنامهٔ «ژان ریش‌دار»، طبیب لیژی، که خود را سر جان ماندویل می‌نامید، در حدود ۱۳۷۰ منتشر شد و تقریباً همین‌قدر خیالی و افسانه‌آمیز بود. این کتاب شرح مسافرت‌های خیالی نویسنده به مصر، آسیا، روسیه و هلند است. او مدعی بود که از تمام سرزمین‌هایی که در «انجیل‌های چهارگانه» ذکر شده دیدار کرده است. از خانه‌ای که مریم عذرا به مکتب می‌رفت، از نقطه‌ای که آب گرم کردند تا خداوند ما عیسی پای حواریون را بشوید، و از کلیسایی که حضرت مریم خود را در آن مخفی ساخت تا شیر پستان‌های مقدسش را بدوشد یاد می‌کند. از ستون مرمری همین کلیسا که او پشت مقدسش را بدان تکیه داد و هنوز از شیر پاک او مرطوب است، و از آنجاهایی که شیر پرارزش او تراوید و هنوز صاف و سفید است نیز سخن می‌گوید.

ژان ریشدار در توصیف چین هنر را به اوج اعتلا می‌رساند، آنجا که فصاحت و سلاست بیان او را فضل‌فروشی‌های بی‌جا مختل نمی‌کند. هر جا که فرصتی دست می‌دهد به بحث‌های علمی می‌پردازد، مثل وقتی که از مردی سخن می‌گوید که آن‌قدر از سمت مشرق به سفر خود ادامه داد تا به میهن خویش رسید، که یادآور پاسپارتو، قهرمان کتاب ژول ورن، است. او دوبار از «چشمهٔ جوانی» نوشید، لیکن در حالی که نقرس او را فلج و چلاق ساخته بود به اروپا بازگشت، و این احتمالاً نتیجهٔ سکونت دائم او در لیژ بود. این سفرنامه به صد زبان ترجمه شده و یکی از آثار پرشور دورهٔ اخیر قرون وسطی به شمار می‌رود.

ژان فروآسار و وقایع‌نامهٔ او

یکی از آثار به مراتب برجسته‌تر ادبیات فرانسه در قرن چهاردهم وقایع‌نامه اثر ژان فروآسار است. او به سال ۱۳۳۸ در والانسین زاده شد و در آغاز زندگی به شعر گفتن روی آورد. در بیست‌وچهارسالگی به لندن سفر کرد تا منظومه‌ای را به فیلیپا آو انو، همسر ادوارد سوم، تقدیم کند. به مقام منشی‌گری او رسید، با اشراف انگلیسی تماس یافت و چنان صریح در تاریخ خویش به ستایش آنان زبان گشود که نمی‌توان او را بی‌طرف دانست. عشق به مسافرت او را از جای برکند و به اسکاتلند، بوردو، ساووا و ایتالیا کشاند. چون به انو بازگشت به مقام کشیشی رسید و از روحانیان کلیسای شیمه شد.

شکل‌گیری اثر

در این هنگام تصمیم گرفت که کتاب خود را از نو به نثر بنویسد و بر مقدار آن بیفزاید. بار دیگر در انگلستان و فرانسه سفر کرد و با کوششی تمام به جمع مدارک پرداخت. چون به شیمه بازگشت خود را وقف اتمام وقایع‌نامه کرد. آن را تاریخی دل‌انگیز و بزرگ‌مرتبه وصف می‌کند که چون او از این سرای رخت بربندد مورد احتیاج فراوان خواهد بود، تا دلاوران را دل ببخشد و به آنان نمونه‌های برجسته و شرافتمندانهٔ دلاوری و شجاعت را عرضه بدارد.

هیچ رمان و داستانی فریبنده‌تر از این تاریخ نیست. آن کس که خواندن این کتاب عظیم ۱۲۰۰ صفحه‌ای را به قصد آنکه فقط بر قلل شامخ آن سیاحتی کند آغاز نماید، دره‌ها را نیز چنان گیرا و دلفریب می‌یابد که با شادمانی و فراغ بال همه‌جا را از مدنظر می‌گذراند. این کشیش، مانند پاپ یولیوس دوم، به هیچ‌چیز چون جنگ علاقه‌مند نیست. فریفتهٔ اشرافیت، سلحشوری و عمل است. مردم عادی تنها وقتی در تاریخ او راه می‌یابند که دستخوش مجادلات و نبردهای اربابی و اشرافی باشند.

نقاط قوت و محدودیت‌ها

در بیان وقایع علل و انگیزه‌ها را نمی‌جوید، بلکه بر نظرات و روایات مغرضانه یا پیرایه‌دار با اطمینانی بیش از حد اعتماد می‌ورزد. در نقل وقایع ادعای فیلسوفی نمی‌کند. یک وقایع‌نگار ساده است، اما بهترین وقایع‌نگاران است.

تئاتر و انجمن‌های شعر

از مشخصات این عصر شیوع و رواج درام است. میستری‌ها، مورالیتی‌ها، میراکل‌ها، اینترلودها و فارس‌ها صحنه‌هایی را که موقتاً در شهرها برپا می‌شدند مجسم می‌کردند. موضوع نمایشنامه‌ها روزبه‌روز دنیایی‌تر و مادی‌تر می‌شد و شوخی‌ها و مطایبات به حد زنندگی می‌رسید، اما هنوز قسمت اعظم بازی‌ها موضوعی مذهبی داشت و مردم هیچ‌گاه از تماشای نمایش‌هایی که «آلام مسیح» را نشان می‌دادند سیر نمی‌شدند.

انجمن آلام مسیح

معروف‌ترین صنف و گروه تئاتری آن عصر «انجمن آلام خداوندگار ما، عیسی مسیح» بود که در پاریس قرار داشت و در روی صحنه آوردن داستان توقف کوتاه مسیح در اورشلیم تخصص داشت. یکی از این‌گونه نمایش‌های آلام مسیح، که به قلم آرنو گربان بود، بر ۳۵٬۰۰۰ بیت بالغ می‌شد.

انجمن‌های ادبی و حامیان درباری

شاعری نیز برای خود اصناف و انجمن‌هایی داشت. در ۱۳۲۳ در تولوز یک «انجمن علم خوشدلی» برپا شد. تحت حمایت این انجمن شاعران برای احیای هنر و روح تروبادورها به رقابت برخاستند. انجمن‌های ادبی مشابهی نیز در آمین، دوئه و والانسین تشکیل شدند و راه را برای تأسیس «آکادمی فرانسوی ریشلیو» هموار ساختند.

پادشاهان و نیز بزرگان والامقام شاعران، خنیاگران و دلقک‌هایی خاص خود داشتند. رنه دانژو، ملقب به «رنه نیکو»، دوک آنژو و لورن و پادشاه اسمی ناپل، در دربارهای متعدد خود در نانسی، تاراسکون و اکس‌آن‌پرووانس از جمعی از گویندگان و هنرمندان حمایت می‌کرد و چنان با بهترین قافیه‌پردازان دربار خویش رقابت می‌کرد که به او لقب «آخرین تروبادور» دادند.

اوستاش دشان

شارل پنجم از اوستاش دشان، که در وصف زنان نغمات دلکش می‌سرود، حمایت می‌کرد. دشان چون ازدواج کرد منظومه‌ای بلند به نام آینهٔ ازدواج سرود و در ۱۲٬۰۰۰ بیت زناشویی را مردود و محکوم شمرد و از نکبت و پستی زمانه ناله سر داد. او روزگار را محنت‌زا و زمانه را فاسد خواند و با آسمان گستاخ و بی‌آزرم، زمین بی‌ثمر و نازا و مردم آکنده از غم و اندوه سخن گفت. می‌پرسید آیا جای آن نیست که بر همه گریه کند، زیرا در جهان فردا، که سخت اندوهبار و سراسر آشفته و پر از تبهکاری است، چیز امیدبخشی نمی‌بیند. می‌گفت روز ما روزگار محنت و زاری است.

کریستین دو پیزان، آلن شارتیه و شارل دورلئان

کریستین دو پیزان، از آنجا که دختر پزشک ایتالیایی شارل پنجم بود، در پاریس نشو و نما و تربیت یافت. هنگامی که شوهرش وفات کرد سرپرستی سه کودک و سه تن از بستگانش بر عهدهٔ او ماند و کریستین این مهم را با نوشتن اشعار لطیف و تاریخ میهن‌پرستانه به نحو معجزه‌آسایی به انجام رساند. از آنجا که نخستین زن سرایندهٔ اروپای باختری است که از درآمد قلم خود می‌زیسته، شایستهٔ تعظیم و ستایش است.

آلن شارتیه

آلن شارتیه خوشبخت‌تر بود. اشعار عاشقانه‌اش چون پری‌روی بی‌رحم، که با بیانی شیرین و موزون زنان را به خاطر آنکه زیبایی‌هایشان را از نظر می‌پوشانند به سرزنش می‌گیرد، چنان جوامع اشرافی را مسحور کرد که گویند ملکهٔ آیندهٔ فرانسه مارگارت، شاهزاده‌خانم اسکاتلندی، دهان شاعر را هنگامی که بر نیمکتی به خواب رفته بود بوسید. اتین پاسکیه، یک قرن بعد، این داستان را با بیانی شیرین توصیف می‌کند. بسیاری از این رویداد متعجب و حیران بودند، زیرا اگر حقیقت را بخواهید طبیعت به آلن روحی زیبا در جسمی سخت زشت و نازیبا عطا کرده بود. شاهزاده‌خانم به آنان گفت که از این کار نباید متعجب باشند، زیرا او آرزوی بوسیدن خود شاعر را نداشت، بلکه آرزوی بوسیدن آن لبانی را داشت که چنین کلمات دلنشین و پرارزشی از آنها بیرون می‌آمد.

شارل دورلئان

زیباترین سرایندهٔ این عصر به شعرگویی حاجتی نداشت، زیرا برادرزادهٔ شارل ششم و پدر لویی دوازدهم بود. اما شارل، دوک دورلئان، در آژنکور به اسارت افتاد و مدت بیست‌وپنج سال (۱۴۱۵ تا ۱۴۴۰) در انگلستان به اسیری به سر برد. در آنجا دل اندوهگین خویش را با سرودن اشعاری لطیف دربارهٔ زیبایی زنان و فاجعهٔ فرانسه تسلی می‌داد.

تا مدتی همهٔ مردم فرانسه نغمهٔ بهاری او را زمزمه می‌کردند. در آن عروس سال جامهٔ سرما، باد، باران و هوای ناخوش را از تن به در کرده و بر آن است که لباسی از زر از خورشید خندان و از بهار دل‌انگیز به تن کند. پرندگان جنگل و وحوش صحرا، یکی به نغمه و دیگری به خروش، صدا می‌زنند که عروس سال جامهٔ سرما را فرو هشته است. حتی در انگلستان هم دوشیزگان پری‌چهره‌ای بودند و شارل چون آن زیبارویان پرآزرم را می‌نگریست اندوه‌های خویش را به فراموشی می‌سپرد. در شعر دیگری فریاد برمی‌آورد که دیدن او چه زیباست، با آن اندام دلارام و آن خوبی و مهربانی، که همهٔ نیکی‌های گزیده در او جمع‌اند. از دیدن او هیچ‌کس خسته نمی‌شود، زیرا زیبایی‌اش هر روز طراوت و شادابی دیگری دارد.

بلوا و ویون

چون سرانجام به او اجازهٔ بازگشت به فرانسه داده شد، قصر خود را، که در بلوا قرار داشت، مرکز ادبیات و هنر قرار داد. در همین‌جا بود که فرانسوا ویون، با وجود بینوایی و آن همه جرایمی که مرتکب شده بود، مورد استقبال قرار گرفت. چون برف پیری بر سرش نشست از شرکت در شادی و سرور یاران جوان بازماند و این تقصیر را در اشعاری نغز پوزش خواست، اشعاری که بعداً کتیبهٔ گور او شد. در آن به جمع یاران که برای دلجویی گرد هم نشسته‌اند سلام می‌فرستد و می‌گوید چقدر خود را خوشبخت و شادمان می‌یافت اگر می‌توانست بدانان بپیوندد، اما پیری او را به زنجیر کرده است. در روزگاران دور جوانی بر زندگی‌اش فرمانروایی داشت و اکنون رفته است و او که عاشقی شیدا بود دیگر طعم عشق را نخواهد چشید و زندگانی آزادی چنان‌که در پاریس داشت نخواهد داشت. با روزگار خوش گذشته که چون آن ایامی نخواهد داشت وداع می‌کند.

هنر فرانسه در روزگار تهیدستی

هنرمندان این زمان فرانسه بر گویندگانش برتری داشتند، لیکن آنان نیز از فقر جانگزای کشورشان در رنج و عذاب بودند. هیچ‌کس دستی گشاده برای حمایت از آنها نداشت، نه شهری، نه کلیسایی و نه شاهی. بخش‌ها که غرور و نخوت اصناف خود را با ساختن معابد باشکوه، به سابقهٔ ایمانی تزلزل‌ناپذیر، نشان داده بودند، بر اثر گسترش اقتدار شاهان و توسعهٔ اقتصاد محلی به صورت اقتصاد ملی، نیروی خود را از دست داده یا یکسره نابود شده بودند.

کلیسای فرانسه بیش از این قادر نبود که الهام‌بخش یا بانی بناهای حیرت‌آوری چون عماراتی که در قرن‌های دوازدهم و سیزدهم در این سرزمین برپا گشته بودند باشد. ایمان مردم چون قدرت مالی آنها سستی گرفته بود. امیدی که در آن قرون انگیزهٔ دست یازیدن به جنگ‌های صلیبی یا بنای کلیساهای جامع شده بود، جذبه و شور زاینده و بارور خود را از دست داده بود. آنچه در عالم معماری در دوران امیدبخش‌تر پیشین آغاز شده بود بیشتر از آن بود که قرن چهاردهم بتواند آن را تکمیل کند.

تکمیل بناها در قرن چهاردهم

  • ژان راوی کلیسای نوتردام پاریس را تکمیل کرد (۱۳۵۱).
  • روان نمازخانه‌ای مخصوص حضرت مریم بر کلیسایی که وقف همو شده بود افزود (۱۳۰۲).
  • در پواتیه جبههٔ باشکوه باختری کلیسای آن حضرت را در این عهد بنا کردند (۱۳۷۹).

از گوتیک شعاع‌سان تا گوتیک شعله‌سان

سبک شعاع‌سان در طرح‌های معماری گوتیک اینک (۱۲۷۵ به بعد) به‌تدریج جای خود را به سبک گوتیک هندسی داد که بر اشکال هندسی اقلیدسی بیش از خطوط شعاعی تأکید می‌ورزید. کلیسای جامع بوردو (۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵)، برج زیبای کلیسای سن‌پیر در کان (۱۳۰۸، که در جنگ جهانی دوم خراب شد)، شبستان جدید کلیسای جامع اوسر (۱۳۳۵)، نمازخانه‌های قشنگی که بر کلیساهای تاریخی کوتانس (۱۳۷۱ تا ۱۳۸۶) و آمین (۱۳۷۵) افزوده شد و نیز کلیسای باشکوه سن‌اوان (۱۳۱۸ تا ۱۵۴۶) که مایهٔ رفعت شکوه معماری شهر روان شد، همه بدین سبک ساخته شده‌اند.

سبک شعله‌سان

در ربع اخیر قرن چهاردهم، آن هنگام که فرانسه خود را فاتح جنگ صدساله می‌پنداشت، معماران فرانسوی سبک گوتیک جدیدی ارائه کردند که روحی شاداب، کنده‌کاری‌های اغراق‌آمیز، نقش و نگارهای خیال‌پرور سر پنجره‌ها و تزییناتی داشت که از خوشگذرانی‌های بی‌پروا حکایت می‌کردند. طاق چهارخم، یعنی طاق نوک‌تیزی که از امتداد یک کمان به وجود آمده بود، جای خود را به طاقی داد که بی‌شباهت به زبانهٔ شعله نبود و از یک کمان شکسته تشکیل می‌شد. به همین مناسبت سبک آنها به سبک شعله‌سان معروف بود. سرستون دیگر مورد استفاده‌ای نداشت.

  • ستون‌ها یا خیاره‌دار یا مارپیچ بودند.
  • جایگاه همسرایان با حوصلهٔ تمام کنده‌کاری و با ضریح آهنین مشبک‌کاری بسیار ظریف مسدود می‌شد.
  • آویزها شکل گل‌های پرزرق‌وبرق داشتند.
  • گنبدها پهنه‌ای از طاق‌های جلی و خفی تودرتو بودند.
  • ستون‌های میان پنجره‌ها از صورت‌های هندسی مستحکم قدیم دور شده و شکل‌های من‌درآوردی بی‌شمار و بی‌دوام پیدا کرده بودند.
  • مناره‌ها گویی سراسر از نقش و نگار بودند و ساختمان‌ها در زیر تزیینات ظاهری ناپدید شده بودند.

سبک جدید نخست در نمازخانهٔ سن ژان باتیست (۱۳۷۵) در کلیسای جامع آمین جلوه‌گری آغاز کرد و تا ۱۴۲۵ در سراسر فرانسه شیوع یافت. در ۱۴۳۶ نمونه‌ای از ظرافت معجزه‌آسای آن به صورت کلیسای سن ماکلو در روان برپا شد.

چرا دوام یافت

شاید احیای شجاعت و ارتش فرانسه به‌وسیلهٔ ژاندارک و شارل هفتم، توسعه و رشد نیروی تجارتی آن‌چنان‌که به‌وسیلهٔ ژاک کور تمثیل شد و تمایل طبقهٔ تازه‌به‌دوران‌رسیدهٔ بورژوازی به تزیینات بیش از حد و پرخرج به سبک شعله‌سان کمک کرد تا در نیمهٔ نخست قرن پانزدهم تسلط خود را حفظ کند. سبک گوتیک به همان صورت زنانهٔ خود باقی ماند، تا آنکه شاهان و نجیب‌زادگان آن کشور هنگام بازگشت از جنگ اندیشه‌های معماری کلاسیک عهد رنسانس را با خود از ایتالیا به سوغات آوردند.

معماری غیرمذهبی و حامیان سلطنتی

پیشرفت معماری مدنی حاکی از شیوع فلسفه و بینش دنیادوستی آن عهد بود. پادشاهان و دوک‌ها کلیساها را کافی دانستند و برای خویشتن به ساختن قصرها و کاخ‌های باشکوه پرداختند، تا هم مردم را تحت تأثیر قرار دهند و هم معشوقه‌های خود را در آنها جایگزین کنند. شهرنشینان توانگر مبالغ هنگفتی خرج خانه‌های خود می‌کردند و شهرداری‌ها ثروت خود را با بنای هتل دو ویل‌ها به رخ می‌کشیدند. برخی از بیمارستان‌ها، چون بیمارستان بون، با زیبایی روح‌بخش و طراوت‌آوری که مایهٔ تسکین آلام و بهبودی می‌شد طرح افکنده شده بودند.

در آوینیون پاپ‌ها و کاردینال‌ها گرد آمدند و هنرمندان مختلف را از نو تقویت کردند، لیکن معماران، نقاشان و پیکرتراشان فرانسوی در این ایام بیشتر گرد پادشاه یا نجیب‌زاده‌ای جمع بودند.

  • شارل پنجم کاخ ونسن (۱۳۶۴ تا ۱۳۷۳) و باستیل (۱۳۶۹) را بنا نهاد و آندره بونوو فعال را مأمور کرد تا پیکرهٔ فیلیپ ششم، ژان دوم و خودش را برای آراستن مقبرهٔ سلطنتی در کلیسای سن‌دنی بتراشد (۱۳۶۴).
  • لویی دورلئان کاخ پیرفون را پی‌افکند.
  • ژان، دوک دو بری، با آنکه نسبت به رعایایش بسیار سخت‌گیر بود، یکی از بزرگ‌ترین حامیان هنر در طی تاریخ به شمار می‌رفت.

کتاب‌های مصور دوک دو بری

بونوو برای او کتاب مزامیر را مصور ساخت (۱۴۰۲) و این تنها یکی از سلسله نسخ تذهیب‌کاری او بود که می‌توان گفت، به مثابهٔ موسیقی مجلسی، هنرهای گرافیک را نزدیک به نقطهٔ اوج دارد. برای همین مخدوم هنرشناس ژاکمار دو هسدین تمام کتب ادعیه را، جهت انجام فرایض شرعی، از ادعیهٔ کوچک و ادعیهٔ نیک تا ادعیهٔ بزرگ، نقاشی کرد. نیز برادران پول، ژانکن و هرمان، اهل لیمبورگ، برای دوک ژان کتاب ادعیهٔ بسیار ارجمندی را مصور ساختند (۱۴۱۶) که مجموعه‌ای از شصت‌وپنج مینیاتور ظریف و زیباست و مناظر مختلف فرانسه و صحنه‌هایی از زندگی مردم را نشان می‌دهد، یعنی نجبا در حال شکار، رعایا در حال کار و روستاها و دشت‌های پوشیده از برف.

واپسین پیروزی تذهیب

این مینیاتورها، که در موزهٔ کنده در شانتیی حتی از دید جهانگردان پنهان است، و مینیاتورهایی که برای رنه دانژو، شاه نیکو، کشیده شده‌اند، تقریباً واپسین پیروزی در صنعت تذهیب‌کاری به شمار می‌روند. زیرا در قرن پانزدهم حکاکی روی چوب و مکاتب مترقی نقاشی دیواری و نقاشی روی سه‌پایه، که در فونتنبلو، آمین، بورژ، تور، مولن، آوینیون و دیژون روی کار آمدند، به رقابت با فن تذهیب برخاستند و آن را از رواج افکندند، و این در صورتی است که استادانی را که برای دوک‌های بورگونی به کار مشغول بودند در شمار نیاوریم.

تأثیر فلاندری و ایتالیایی

بونوو و برادران وان آیک سبک‌های نقاشی فلاندری را در فرانسه رواج دادند و هنر ایتالیایی، دیرزمانی پیش از آنکه سپاهیان فرانسوی ایتالیا را مورد تهاجم قرار دهند، توسط سیمونه مارتینی و دیگر نقاشان ایتالیایی آوینیون و حکومت سلسلهٔ آنژوین در ناپل (۱۲۶۸ تا ۱۴۳۵) در هنر فرانسوی رسوخ تمام یافت. در آغاز سال ۱۴۵۰ نقاشی فرانسوی بر پای خود ایستاد و رشد و موجودیت خود را با تابلوی پیتای ویلنوو، اثر هنرمندی ناشناس که اکنون در موزهٔ لوور است، اعلام داشت.

ژان فوکه

ژان فوکه نخستین شخصیت شناخته‌شدهٔ فرانسوی در هنر نقاشی است. او در ۱۴۱۶ در تور زاده شد. هفت سال (۱۴۴۰ تا ۱۴۴۷) در ایتالیا به تعلیم پرداخت و سپس، در حالی که به استفاده از زمینه‌های معماری کلاسیک در نقاشی رغبت و تمایل یافته بود، به فرانسه بازگشت. این تمایل در قرن هفدهم در نقاشانی چون نیکولا پوسن و کلود لورن به حد عشق و جنون رسید.

چهره‌نگاری‌های فوکه

با وجود این فوکه چند تک‌چهره نیز کشید که با قدرت تمام شخصیت افراد را منعکس می‌کنند.

  • اسقف اعظم ژوونال دز اورسن، صدراعظم فرانسه، مردی است چاق، عبوس و با اراده که چندان متقی و پارسا نیست که به کار سیاستگری نیاید.
  • اتین شوالیه، خزانه‌دار کشور، مردی مالیخولیایی است که عدم امکان گردآوری پول، بدان سرعت که دولت قادر به خرج کردن آن باشد، او را رنجور و معذب ساخته است.
  • خود شارل هفتم پس از آنکه آنیس سورل از او مردی ساخت.
  • آنیس، با آن چهرهٔ سرخش، در نقاشی فوکه به صورت دوشیزه‌ای پرابهت و خونسرد با چشمان فروهشته و سینه‌های برجسته درآمده است.

کتاب ادعیه و تصویر خود نقاش

ژان فوکه برای شوالیه کتاب ادعیه‌ای تذهیب کرد و ملالت دعاها و نمازها را با صحنه‌های عبیرآگینی از دره‌های لوار به شادی و بشاشت مبدل ساخت. یک مدالیون میناکاری در موزهٔ لوور فوکه را آن‌چنان که به چشم خویش می‌آمده به ما می‌نمایاند. تصویر او، چنان‌که کتاب با مقایسه‌ای با رافائل می‌گوید، مانند تصویر استادی بزرگ از عهد رنسانس شاهانه نیست، بلکه تصویر هنرمندی ساده است که قلم‌مو به دست دارد و لباس کار پوشیده است. هم مشتاق است و هم دودل، هم اضطراب دارد و هم مصمم است و فقر و تهیدستی یک قرن بر پیشانی او اثر گذاشته است.

به هر حال زندگی او، بی‌آنکه اتفاق ناگواری برایش رخ دهد، به رفتن از ناحیه‌ای به ناحیهٔ دیگر گذشت و سرانجام بدانجا ارتقا یافت که نقاش مخصوص اعلیحضرت لویی یازدهم شد. موفقیت پس از سال‌ها رنج و سختی به دست می‌آید، اما دیری از آن نمی‌گذرد که مرگ فرا می‌رسد.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط

شاه دیوانه و فرانسهٔ ویران: شارل ششم، آژنکور، پیمان تروا و زندگی در میان ویرانه‌ها

این مقاله فرانسه را در دوران شارل ششم دیوانه دنبال می‌کند، از موج قیام‌های مردمی در اروپا تا پیروزی هنری پنجم در آژنکور، محاصرهٔ روان و پیمان تحقیرآمیز تروا. گرسنگی و ویرانی پاریس و نورماندی زیر حکومت انگلیسی بدفرد را شرح می‌دهد. نیمهٔ دوم مقاله زندگی روزمره در این پادشاهی ویران را مرور می‌کند، یعنی اخلاق، رقص مرگ، کلیسای آشفته، ژان دو ژرسون، مد لباس و خانه‌های بزرگان.

ادامه

آغاز جنگ صدساله: کرسی، کاله، مرگ سیاه و بازیابی فرانسه در دوران شارل پنجم

این مقاله مرحلهٔ نخست جنگ صدساله را از علل اقتصادی و سیاسی که ادوارد سوم را به اعلان جنگ کشاند، تا پیروزی دریایی سلویس، نبرد کرسی و محاصرهٔ کاله دنبال می‌کند. سپس مرگ سیاه در اروپا و پیامدهای اجتماعی آن، پیروزی انگلیسی‌ها در پواتیه و بحران فرانسه پس از آن، از جمله اتاژنرو، اتین مارسل و ژاکری، را شرح می‌دهد. مقاله با پیمان برتینی و بازپس‌گیری فرانسه در دوران شارل پنجم و برتران دوگکلن پایان می‌یابد.

ادامه

سقوط ریچارد دوم و صحنهٔ فرانسه در آستانهٔ جنگ صدساله

این مقاله نخست ریچارد دوم را از دلاوری آغازین و پارلمان بی‌رحم تا استبداد، خلع و مرگش دنبال می‌کند که در ۱۳۹۹ سلسلهٔ پلانتاژنه را پایان داد. سپس تصویر فرانسه در حدود ۱۳۰۰ را می‌گشاید، یعنی کشوری تکه‌تکه با تیول‌های نیرومند، شهرهای ثروتمند و سرکش فلاندر و قیام تودهٔ دهقانان بینوا. مقاله با مناقشات جانشینی پایان می‌یابد که ادوارد سوم را به ادعای تاج فرانسه و آغاز جنگ صدساله کشاند.

ادامه

انگلیسی به زبان ادبیات بدل می‌شود: نمایش‌های نخستین، پیرز شخمزن و جفری چاسر

این مقاله نشان می‌دهد زبان انگلیسی در قرن چهاردهم چگونه جای فرانسه را در قانون، سخنرانی و شعر گرفت. از آغاز نمایش دینی و غیردینی انگلیسی، هجو رؤیایی پیرز شخمزن و گاور اخلاق‌گرا می‌گوید. بخش بلندتر مقاله زندگی و آثار جفری چاسر را از کار دیپلماتیک و تأثیر ایتالیا تا ترویلوس و کرسیدا و قصه‌های کنتربری دنبال می‌کند.

ادامه

شورش بزرگ ۱۳۸۱ در انگلستان: طاعون، قوانین دستمزد و قیام مردم فرودست

این مقاله جامعهٔ انگلستان را که شورش بزرگ ۱۳۸۱ را زاد، از تقسیم‌های طبقاتی و صنعت رو به رشد پارچه تا مرگ سیاه و کوشش‌های ناکام برای ثابت نگه داشتن دستمزدها شرح می‌دهد. سپس قیام را از آشوب‌های مالیات سرانه در اسکس و کنت، تا تسخیر لندن، کشته شدن اسقف اعظم سادبری و مرگ وات تایلر در سمیثفیلد دنبال می‌کند. مقاله با لغو وعده‌های شاه، اعدام‌های بعدی و امتناع پارلمان از پایان دادن به بردگی به پایان می‌رسد.

ادامه

جان ویکلیف: نخستین مصلح انگلیسی و گسست از اقتدار پاپ

این مقاله جان ویکلیف را از خشم سیاسی حاکمان انگلستان نسبت به مالیات‌های پاپی تا الاهیات تقدیر ازلی، حمله او به ثروت روحانیان و انکار قلب ماهیت دنبال می‌کند. حمایت جان آو گانت، محاکماتی که ویکلیف از آن‌ها جان به در برد، پیدایش کشیشان موعظه‌گر لالرد و ترجمهٔ انگلیسی کتاب مقدس را شرح می‌دهد. مقاله با مرگ او، سوزاندن بازماندهٔ جسدش در کنستانس و اندیشه‌هایی پایان می‌یابد که به مصلحان بعدی رسید.

ادامه