
با گسترش ادیان بزرگ بهویژه مسیحیت و اسلام آغاز میشود، در قرون وسطی با قدرتگیری کلیسا، الهیات و ساختارهای دینی به اوج میرسد
ویل دورانت زندگی عیسی را در بستر پرتلاطم یهودای رومی بررسی میکند. پس از استقلال کوتاه حشمونیان و حکومت هرودس کبیر، شورشهای یهودی علیه پروکوراتورهای رومی شدت گرفت. شورش بزرگ سال ۶۶ تا ۷۰ میلادی با محاصره و نابودی اورشلیم و هیکل هرودس توسط تیتوس به پایان رسید. آخرین شورش در زمان هادریانوس (۱۳۲-۱۳۵ میلادی) با رهبری شمعون برکوخبا و حمایت ربن عقیبا به شدت سرکوب شد. این فجایع منجر به پراکندگی گسترده یهودیان (دیاسپورا)، انحلال شورای سنهدرین و پایان استقلال یهودا گردید. دورانت همچنین به مسئله وجود تاریخی عیسی، منابع (یوسفوس، تاسیت، سوئتونیوس و انجیلها)، دوران رشد او، رسالت، تعالیم اخلاقی متمرکز بر ملکوت نزدیک خدا و مصلوب شدن او تحت حکومت پونتیوس پیلاطس میپردازد. روایت نشان میدهد چگونه پیام عیسی انتظارات یهودی را به یک بینش اخلاقی جهانی تبدیل کرد که به طور عمیق تمدن غربی را شکل داد.
ویل دورانت به توصیف آخرین تلاش برای احیای شرک در امپراطوری روم توسط یولیانوس، برادرزادۀ قسطنطین، میپردازد. پس از مرگ قسطنطین، امپراطوری میان پسرانش تقسیم شد و جنگ داخلی درگرفت. یولیانوس که در کودکی تحت تعلیم مسیحی قرار گرفته بود، در جوانی به شرک گرایید. او به فرماندهی گل رسید، ژرمنها را شکست داد و ایالت را بازسازی کرد. در سال ۳۶۰ به امپراطوری رسید و کوشید شرک را احیا کند: معابد را گشود، از کلیسا حمایت دولتی را برید، و کوشید «کلیسای» شرک را سازمان دهد. در جنگ با ایران شکست خورد و در سال ۳۶۳ کشته شد. مرگ او پایان آخرین تلاش جدی برای بازگرداندن دین کهن بود و پیروزی قطعی مسیحیت را تسریع کرد.
بررسی دقیق عوامل داخلی و خارجی سقوط امپراتوری روم غربی از سال ۳۲۵ تا ۴۷۶ میلادی با تمرکز بر هجوم بربرها، نقش امپراتوران نجاتبخش، وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایتالیا و غارتهای پیاپی رم. این مقاله بر اساس روایت تاریخی ویل دورانت به تحلیل مرزهای آسیبپذیر، مهاجرتهای گسترده و تحولات سیاسی که منجر به پایان امپراتوری غرب شد میپردازد.
بررسی جامع و دقیق پیروزی و تثبیت مسیحیت بین سالهای ۳۶۴ تا ۴۵۱ میلادی. این مقاله به سازماندهی شگفتانگیز کلیسا، بدعتهای عمده، نقش برجسته پدران کلیسا در شرق و غرب، تأثیر عمیق قدیس آگوستینوس و چگونگی شکلدهی مسیحیت به اخلاق، جامعه و فرهنگ در دوران افول امپراتوری روم غربی میپردازد.
بررسی دقیق و جامع چگونگی شکلگیری اروپا در دوران گذار از امپراتوری روم غربی به قرون وسطی، از ۳۲۵ تا ۵۲۹ میلادی. این مقاله به تحول بریتانیا به انگلستان، وضعیت ایرلند، پیشدرآمد فرانسه با فرانکها و سلسله مروونژیان، اسپانیای ویزیگوتها و ایتالیای اوستروگوتها با تمرکز بر تئودوریک و بوئتیوس میپردازد و نشان میدهد چگونه هجوم بربرها، مسیحیت و نهادهای جدید پایههای تمدن اروپای نوین را بنیان نهادند.
بررسی جامع تاریخی سلطنت امپراتور یوستینیانوس اول از ۵۲۷ تا ۵۶۵ میلادی، شامل تلاشهای او برای بازسازی امپراتوری روم، جنگهای عمده بازپسگیری به رهبری بلیزاریوس، تدوین قانون روم، مناقشات الهیاتی او، تأثیر امپراتریس تئودورا، و پیامدهای بلندمدت سیاستهای جاهطلبانهاش بر امپراتوری بیزانس و اروپا در قرون وسطی.
بررسی جامع تمدن بیزانسی از ۳۲۶ تا ۵۶۵ میلادی، شامل اقتصاد پویا با ترکیب سرمایهگذاری خصوصی، نظارت دولتی و صنایع ملیشده، پیشرفت علم و فلسفه، ادبیات تاریخی و مذهبی، و شکوفایی هنر بیزانسی در معماری، موزائیک، تذهیب، موسیقی و صنایع دستی. این مقاله نشان میدهد چگونه بیزانس با حفظ میراث روم و جذب عناصر شرقی، پایههای تمدن قرون وسطایی اروپا و خاورمیانه را بنیان نهاد.
بررسی جامع امپراتوری ساسانی از ۲۲۴ تا ۶۴۱ میلادی، شامل جامعه، فرهنگ، اقتصاد، دین، پادشاهی، هنر و سقوط دراماتیک آن در برابر فتح اعراب. مقاله نشان میدهد چگونه ساسانیان شکوه ایرانی را پس از اشکانیان احیا کردند، زردشتیگری را بازگرداندند، دولتی متمرکز و قدرتمند ساختند، هنر و دانش برجستهای پرورش دادند و سرانجام در برابر ضعفهای داخلی و نیروی رو به رشد اسلام سقوط کردند و میراثی ماندگار بر تمدن ایرانی و اسلامی گذاشتند.
بررسی جامع زندگی حضرت محمد (ص) از ۵۷۰ تا ۶۳۲ میلادی، شامل دوران کودکی و جوانی در مکه، بعثت و آغاز دعوت، هجرت به مدینه، تشکیل دولت اسلامی، جنگها و صلحها، فتح مکه، و آخرین سالهای زندگی. مقاله نشان میدهد چگونه پیامبر (ص) از یک یتیم تهیدست به رهبر امتی واحد تبدیل شد، اسلام را بنیان نهاد، اخلاق و فرهنگ عرب را دگرگون کرد و میراثی جاودان برای بشریت به جا گذاشت.
در دوره ۷ تا ۶۵۶ هجری قمری کشورهای اسلامی پیشرفت چشمگیری در کشاورزی، صنعت، تجارت و شهرسازی داشتند. آبیاری منظم، معرفی محصولات جدید مانند پرتقال و نیشکر، توسعه معادن و بازرگانی گسترده تا چین و اروپا، اقتصاد قدرتمندی ایجاد کرد. در کنار آن، ایمان اسلامی با ارکان نماز، روزه، زکات و حج زندگی روزمره را شکل میداد و حکومت تئوکراتیک با دیوانهای اداری پیشرفته، شهرهایی مانند بغداد و دمشق را به مراکز تمدن تبدیل کرد.
از سال ۱۱ تا ۴۵۰ هجری قمری (۶۳۲ تا ۱۰۵۸ میلادی) ولایتهای خاوری اسلام شاهد شکوفایی چشمگیر دانشوری، علوم، فلسفه، ادبیات و هنر بود. آموزش از کودکی با حفظ قرآن آغاز میشد و در مساجد و مدارس پیشرفته ادامه مییافت. جنبش ترجمه گسترده آثار یونانی، ایرانی و هندی به عربی، پیشرفتهای بزرگی در ریاضیات، نجوم، پزشکی و فلسفه به وجود آورد. مورخان، شاعران، صوفیان و هنرمندان آثار ماندگاری خلق کردند که فرهنگهای گوناگون را در تمدن اسلامی درهم آمیخت. معماری، خوشنویسی، سفالگری و موسیقی نیز به اوج ظرافت و زیبایی رسید.
در دوره ۲۱ تا ۴۷۹ هجری قمری (۶۴۱ تا ۱۰۸۶ میلادی) شمال آفریقا و اسپانیا (اندلس) به تصرف مسلمانان درآمد. فتح مصر توسط عمرو بن عاص و گسترش به تونس، مراکش و اسپانیا، تمدن اسلامی قدرتمندی ایجاد کرد. خلفای اموی اسپانیا، فاطمیان مصر و امیران محلی مراکز علمی، هنری و تجاری مهمی مانند قرطبه، قاهره و قیروان را به اوج رساندند و تمدنی شکوفا با مساجد باشکوه، علوم پیشرفته و ادبیات غنی پدید آوردند که تا حمله مرابطون ادامه یافت.