
بازخوانی اندیشهها و رخدادهای سرنوشتساز

بازگویی بخش پایانی فصل بورگونی در روایت دورانت: جابهجایی اقتصادی از بروژ به آنورس، نسل دوم نقاشان فلاندری از دیرک بوتس تا یان گوسارت، دنیای شگفت هیرونیموس بوس، و ورود هلند به امپراتوری هابسبورگ با ازدواج ماری بورگونی.
بازگویی آغاز فصل اروپای مرکزی در روایت دورانت: نبرد با جنگل و دریا و کوه، مرگ سیاه، معدن و فلزکاری، افول اتحادیهٔ هانسا، سرفداری و ستیز طبقاتی، اتحاد کالمار به دست مارگریت و برآمدن کانتونهای سویس.
بازگویی روایت دورانت از نبرد امپراتوری آلمان، فدراسیونی سست از شهریاران و شهرهای آزاد، با پاپی آوینیون: ستیز لویی باواریایی با یوحنای بیستودوم، اندیشههای مارسیلیوس و اوکام، منشور زرین شارل چهارم و برآمدن هابسبورگها.
بازگویی دو بخش از فصل اروپای مرکزی در روایت دورانت: تخمهای اصلاح دینی، رازوری وحدت وجودی مایستر اکهارت و شاگردانش زوزو و تاولر، و کلیساهای گوتیک، تالارهای شهر، صنایع دستی، مایسترزینگرها و نخستین نقاشان شهرهای آلمان.
بازگویی بخش گوتنبرگ در روایت دورانت: علل پایان قرون وسطی، کمیابی نسخ خطی، کاغذ و چاپ در چین و کره و هلند، زندگی گوتنبرگ و چاپخانهٔ او در ماینتس، گسترش سریع چاپ در اروپا و اثر آن بر دانش، دین و ادبیات.
بازگویی فصل اسلاوها در روایت دورانت، با ظهور اسلاوها و بوهم زیر یوهان لوکزامبورگی، شارل چهارم و ونسسلاس چهارم، و سپس زندگی، تعالیم، محاکمه و سوختن مصلح یان هوس در کنستانس و مرگ ژروم پراگی.
بازگویی روایت دورانت از انقلاب هوسیها: واکنش ملی به سوختن هوس، «مواد چهارگانهٔ پراگ»، پیروزیهای یان ژیژکا، کشمکش میان اوتراکیان معتدل و تابوریهای کمونیست، پیمانهای بال، پادشاهی ژرژ پودبرادی و «انجمن برادران».
بازگویی بخش لهستان در روایت دورانت: یکپارچگی کشور زیر لادیسلاوس کوتاه و کازیمیر کبیر، اتحاد با لیتوانی از راه یادویگا و یاگیلو، پیروزی بر فرقهٔ توتونی در گرونوالد و شکوفایی کراکو زیر کازیمیر چهارم با آثار فایت شتوس.
بازگویی آغاز فصل هجوم عثمانی در روایت دورانت: امپراتوری کوچکشدهٔ پالایولوگوس، تنش طبقاتی و قیام سالونیک، احیای دانش در زمان متوکیتس و گمیستوس پلتون، هنر کورا و میسترا و آتوس، و وابستگی مهلک امپراتوران به ترکان.
بازگویی روایت دورانت از بالکان در قرن چهاردهم: امپراتوری استفان دوشان و فروپاشی آن، عبور عثمانیها به اروپا، سقوط ادرنه، و نبردهای ماریتسا، کوسووو و نیکوپول که بیشتر بالکان را زیر سلطهٔ عثمانی درآورد.
بازگویی روایت دورانت از دهههای پایانی امپراتوری روم شرقی: وابستگی آن به عثمانی، مهلت ناشی از تیمور در آنکارا، اختلافاتی که مسیحیان را از اتحاد بازداشت، و محاصره و سقوط قسطنطنیه در ۱۴۵۳ و پیامدهای آن برای اروپا.