روم باستان

روم باستان

روم باستان از شهری کوچک در ایتالیا آغاز شد

روم باستان

مقالات

عصر طلایی ۳۰ ق م – ۱۸ میلادی

تصویر زنده‌ای از شکوفایی ادبی و فرهنگی در دوران آگوستوس: انگیزه‌های حمایت او از هنر و ادبیات، احیای اشکال کلاسیک و غرور رومی، شاعران بزرگ (ویرژیل، هوراس) و مورخ (لیویوس)، رونق کتابخانه‌ها و خوانش عمومی، و طغیان عاشقانه در شعر تیبرلوس، پروپرتیوس و به‌ویژه اووید که تبعید او پایان این عصر درخشان را رقم زد.

/persian/article-fa/the-golden-age-30-bc-18-ad-fa

جنبۀ دیگر حکومت سلطنتی ۱۴ – ۹۶ میلادی

روایتی از دوران امپراطوران پس از آوگوستوس تا پایان سلسلۀ فلاویوس: تیبریوس، کالیگولا، کلاودیوس، نرون، سه امپراطور سال ۶۹، وسپاسیانوس، تیتوس، و دومیتیانوس؛ با تمرکز بر انگیزه‌های شخصی، اصلاحات اداری، جنگ‌ها، فساد دربار، و گذار از حکومت مشروطه به سلطنت مطلقه، همراه با تأثیرات فرهنگی و اخلاقی این دوره.

/persian/article-fa/the-other-side-of-the-monarchy-14-96-ad-fa

کوینتیلیانوس، ستاتیوس و مارتیالیس در تاریخ ادبیات روم

ویل دورانت در جلد سوم تاریخ تمدن، به بررسی سبک نگارش، تصحیح آثار ادبی و زندگی دو شاعر برجسته امپراتوری روم می‌پردازد. کوینتیلیانوس اصول فصاحت و اخلاق ادبی را آموزش می‌دهد، ستاتیوس با لطافت و مهربانی شعر می‌سراید و مارتیالیس با لطیفه‌های تند و واقع‌گرایانه، زندگی روزمره روم را به تصویر می‌کشد.

/persian/article-fa/quintilian-statius-and-martial-in-roman-literature-fa

روم در کار: کشاورزان، پیشه‌وران، بازرگانان و مهندسان در امپراتوری روم (۱۴ تا ۹۶ میلادی)

ویل دورانت در جلد سوم تاریخ تمدن، زندگی اقتصادی امپراتوری روم در دوران امپراتوران اولیه را توصیف می‌کند. کشاورزی به سمت املاک بزرگ و کشت تخصصی زیتون و انگور گرایش یافت، صنعت بیشتر کوچک‌مقیاس و خانگی ماند، تجارت در سراسر مدیترانه به لطف جاده‌ها، کشتی‌ها و شاهکارهای مهندسی مانند آبراهه‌ها و بندرگاه‌ها شکوفا شد و بانکداران و طبقات اجتماعی اقتصادی پیچیده اما ناپایدار را پشتیبانی می‌کردند.

/persian/article-fa/rome-at-work-farmers-artisans-merchants-and-engineers-in-the-roman-empire-ad-14-96-fa

روم و هنر آن (۳۰ ق م – ۹۶ میلادی)

ویل دورانت در جلد سوم تاریخ تمدن به هنر رومی می‌پردازد که بیشتر تقلیدی از یونان بود اما در مهندسی، واقع‌گرایی و معماری قوسی نوآوری کرد. رومیان هنرمندان زنده را تحقیر می‌کردند اما آثار گذشته را گرامی می‌داشتند. معماری با طاق، گنبد و حمام‌های عظیم شکوه یافت، نقاشی دیواری و مجسمه‌سازی واقع‌گرایانه پیشرفت کرد و پایتخت امپراتوری شهری باشکوه و پرجمعیت شد.

/persian/article-fa/rome-and-its-art-30-bc-96-ad-fa

روم اپیکوری (۳۰ ق م – ۹۶ میلادی)

ویل دورانت زندگی روزمره، آموزش، روابط خانوادگی، لباس، غذا، تعطیلات و ظهور کیش‌های جدید شرقی در روم از آگوستوس تا دومیتیانوس را توصیف می‌کند. نژاد رومی بومی با نرخ پایین زاد و ولد در میان نخبگان، مهاجرت و برده‌داری تغییر کرد. آموزش بر بلاغت و فرهنگ یونانی تأکید داشت. زنان آزادی بیشتری یافتند اما فضایل خانوادگی در میان محترمان باقی ماند. تجمل در لباس، خانه‌ها و ضیافت‌ها افزایش یافت. نمایش‌های عمومی، تئاترها، موسیقی و بازی‌ها اوقات فراغت را پر کردند. دین سنتی رو به افول گذاشت در حالی که کیش‌های مرموز شرقی، به ویژه ایسیس و میترا، در میان توده‌ها محبوبیت یافت.

/persian/article-fa/epicurean-rome-30-bc-96-ad-fa

شاهان فیلسوف (۹۶ – ۱۸۰ میلادی)

ویل دورانت در جلد سوم تاریخ تمدن به دوران نروا، ترایانوس، هادریانوس، آنتونینوس پیوس و مارکوس آورلیوس می‌پردازد. این دوره با انتخاب امپراتور توسط سنا آغاز شد و با اصل پسرخواندگی ادامه یافت. ترایانوس با فتح داکیا و جنگ با پارت مرزها را گسترش داد، هادریانوس با سفرهای گسترده و اصلاحات اداری امپراتوری را تثبیت کرد، آنتونینوس پیوس با عدالت و صلح حکومت کرد، و مارکوس آورلیوس فیلسوف امپراتور با جنگ‌های سخت علیه ژرمن‌ها و طاعون روبه‌رو شد اما فضایل رواقی خود را حفظ کرد.

/persian/article-fa/philosopher-kings-96-180-ad-fa

زندگی و اندیشه در قرن دوم (۹۶–۱۹۲ میلادی)

ویل دورانت قرن دوم را به‌عنوان عصر طلایی روم در دوران «پنج امپراتور خوب» به تصویر می‌کشد، اما در عین حال آن را سایه‌افکنده از نشانه‌های آغازین افول می‌داند. تاسیتوس و ژوونال با تلخی از استبداد و فساد اخلاقی انتقاد کردند، در حالی که پلینیِ جوان تصویری ملایم‌تر از فضیلت و نیکوکاری رومی ارائه داد. فرهنگ به‌تدریج رو به ضعف رفت، زیرا فلسفه به درون‌گرایی گرایش یافت و ادیان شرقی گسترش پیدا کردند. مارکوس اورلیوس در میان جنگ‌های پی‌درپی و طاعون، تجسم تسلیم رواقی‌گرایانه بود. حکومت آشفتهٔ کومودوس به صلح آنتونی پایان داد و شکاف‌های عمیق اقتصادی و اجتماعی امپراتوری را آشکار ساخت.

/persian/article-fa/life-and-thought-in-the-second-century-96-192-ad-fa

ایتالیا در عصر امپراتوری

ویل دورانت در توصیف ایتالیا در دوران امپراتوری روم، از اهمیت شهرهای استان‌ها و ولایات فراتر از پایتخت فاسد رم سخن می‌گوید. لاتیوم، اتروریا، کامپانیا و شمال ایتالیا با شهرهای پررونق، بنادر فعال، ویلاهای زیبا و زندگی شهری پرجنب‌وجوش، قلب اقتصادی و فرهنگی امپراتوری بودند. پومپئی با دیوارنبشته‌ها، خانه‌ها و آثار هنری‌اش نمونه‌ای زنده از زندگی روزمره رومیان است. شهرها با کمک‌های خصوصی و دولتی، گرمابه، تئاتر، کتابخانه و مسابقات عمومی می‌ساختند و ثروتمندان با سخاوت برای رفاه عمومی هزینه می‌کردند. این دوران، اوج شکوفایی ایتالیا پیش از انحطاط اقتصادی و فرهنگی قرن سوم بود.

/persian/article-fa/italy-in-the-age-of-the-empire-fa

ترویج تمدن در غرب

ویل دورانت توضیح می‌دهد که روم چگونه غرب را متمدن کرد و ایالات و ایتالیا را به شبکه‌ای از شهرهای پررونق متصل به جاده‌ها، تجارت و قانون تبدیل کرد. ایتالیا با کشاورزی، صنعت و زندگی شهری شکوفا شد و پومپئی نمونه‌ای زنده از زندگی روزمره رومیان است. آفریقا، اسپانیا، گل و بریتانیا با مهندسی، کشاورزی و فرهنگ رومی دگرگون شدند و شهرهای پررونقی ایجاد کردند، هرچند با استثمار زیربنایی. با این حال، ناتوانی امپراتوری در متمدن کردن کامل قبایل فراتر از دانوب و راین، فشار بربرها را افزایش داد و به انحطاط روم کمک کرد.

/persian/article-fa/spreading-civilization-in-the-west-fa

یونان رومی

ویل دورانت در این بخش به وضعیت یونان تحت سلطهٔ روم می‌پردازد. روم با احترام ظاهری به یونان رفتار کرد و به بسیاری از شهرها آزادی داد، اما جنگ‌ها، غارت‌ها و استثمار رومیان باعث فقر و ویرانی شد. پلوتارک به عنوان نماد اخلاق و مقایسهٔ قهرمانان یونانی و رومی ظاهر می‌شود. آتن همچنان مرکز فرهنگی بود، ولی فلسفه به سمت زهد و رازوری گرایش یافت. اپیکتتوس با تعالیم رواقی-مسیحی‌وار خود و لوکیانوس با طنز شکاکانه‌اش دو چهرهٔ متضاد این عصر هستند. در نهایت، یونان از شکاکیت به سوی ایمان و تسلیم حرکت کرد.

/persian/article-fa/roman-greece-fa

تجدید حیات فرهنگ هلنیستی

ویل دورانت به تجدید حیات فرهنگی در ایالات شرقی روم، به‌ویژه مصر، سوریه و آسیای صغیر می‌پردازد. مصر رومی به‌عنوان انبار غله و مرکز صنعتی تحت کنترل شدید امپراتوری شکوفا شد. فیلون اسکندرانی با تفسیر تمثیلی کوشید ایمان یهودی را با فلسفه یونانی آشتی دهد و بر الاهیات مسیحیت اولیه تأثیر گذاشت. علم با نجوم و جغرافیای بطلمیوس، اختراعات مکانیکی هرون، و پزشکی جالینوس پیشرفت کرد. شعر به‌طور скромانه شکوفا شد، در حالی که نثر با چهره‌هایی مانند استرابون، دیون زرین‌دهن، و احیای خطابه همراه بود. کیش‌های مرموز شرقی، از جمله کیش‌های کوبله، ایسیس، میترا و دیگران، به‌طور گسترده گسترش یافتند و عمق عاطفی، پاک‌سازی، و امید به جاودانگی عرضه کردند و راه را برای مسیحیت هموار ساختند.

/persian/article-fa/the-hellenistic-renaissance-fa